تبليغاتX
example: بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
aroosake_naz_2000@yahoo.com

عسل گیسو
از اهالی احساس
سلام
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:13  توسط مانی | 
Gham miyooone dota cheshmoone ghashanget loone karde Shab be moohaye siyahet khoone karde Dota cheshmoone siyahet mesle shabhaye mane Siyahiyae do cheshmet mese ghamhaye mane Vaghti boghz AZ mojeham paEn miyad Baroon mishe … Seyle gham a’badio viroone karde Vaghti ba man mimooni tanhaEmo bad mibare Dota cheshmam baroone shaboone karde Bahar AZ dastaye man par zado raft, Gole yakh tooye delam javoone karde Too otagham daram AZ tanhaE atish migiram Ey shekoofe toooye in zamoone karde Chiiiii bekhoonam javooonim rafte sedam rafte dige?????? Gole yakh tooye delam javoone karde!!!!!!! .............

                                                               ٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 19:44  توسط مانی | 
دل آدما به اندازه ی حرفاشون بزرگ نیست ولی اگه حرفاشون از دل باشه میتونه بزرگترین آدم رو بسازه. << به خاطر همین من از ته دلم به عشقم میگم خیلی دوست دارم تا آدم بزرگی باشم>>

                                                      

دیشب تمام خاطرات با تو بودن را دور ریختم و امروز هر چه گشتم خودم را پیدا نکردم ...

                                          

 zibatarin axha dar otaghhaye tarik zaher mishan . pas har vaght dar ghesmate tarike zendegit vared shodi ... bedoon ke khoda mikhad 1 tasvir ziba azt besazeh

                                                            

   پیش از آنکه اخم کنی کاملا مطمئن باش که هیچ چیز دیگری برای لبخند زدن وجود نداره

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:22  توسط مانی | 
 

يه روزي قدرمو ميدوني كه ديره . اسم من از توي لحظه هات نميميره
ديگه نيستم اون شبهاي پر ستاره . وقتي كه دلت بهونمو ميگيره

اما اون روز خدا كنه نباشه . نشنوم از رفتن من غصه داري
من ميبينم اون شبايي رو كه ديگه . واسه گريه شونهامو كم مياري ی ی

قدرمو ميدوني يه روز . يادم میفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه . مثل يه آه سينه سوز

حسرت به يك لحظه نگام . دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا . حتی به خوابت نميام

قدرمو ميدوني يه روز . يادم میفتي شب و روز
صدام تو گوشت ميپيچه . مثل يه آه سينه سوز

حسرت به يك لحظه نگام . دلتنگ ميشي بدجور برام
اون روزها دور نيست به خدا . حتی به خوابت نميام

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 12:32  توسط مانی | 
    

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه
*****************

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

****************

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو
***************

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

*******************

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي

***********************

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن



روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

   ***********************
آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

***************************

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

 *******************

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

     

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
                                                                               

بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

********* ***********  ***********   **********  ********** 

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

=======================

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

****************  ****************   *****************

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

                                       
تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم

****************************

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه

======================= =======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

======================= ***************

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

*****************

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

 


اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
 

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

*****************

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:29  توسط مانی | 
                                

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:17  توسط مانی | 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:12  توسط مانی | 

 

                   

           

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:0  توسط مانی | 
      

        

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 23:14  توسط مانی | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:45  توسط مانی | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:35  توسط مانی | 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:11  توسط مانی | 
 شخصي مي گفت من شانزده سال دارم بزرگي به او خرده گرفت که نبايد بگويي شانزده سال دارم بايد بگويي شانزده سال را ديگر ندارم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:50  توسط مانی | 
               

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:34  توسط مانی | 
مناظره استاد و دانشجو
گفتم غمم فزون است، گفتا ز من چه آيد
گفتم كه نمره ام ده، گفتا ز من نيايد
گفتم كه نمره دادن بسيار سهل آيد
گفتا ز ما اساتيد اين كار كمتر آيد
گفتم كرم نماييد من را كنيد شما شاد
گفتا كه خوش خيالي، كي وقت آن بيايد
گفتم كه نمره هفت بدبخت عالمم كرد
گفتا اگر برايي، آن هم زيادت آيد
گفتم خوشا دهي كه دست شما دهد آن
گفتا تو كوششي کن تا وقت آن درآيد
گفتم زمان تحصيل ديدي كه چون سرآيد
گفتا خموش جانم از دست من چه آيد

               ****************************************

 

تقدیم به كسیكه جزوه ام را ربود
ای كه بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده
/ جز فراموشی ندارم من گناهی،‌ پس بده
روسیه گردم بدون جزوه من در امتحان
/ از برای من مخواهی روسیاهی،‌ پس بده
روز و شب چشمم براه جزوه می‌باشد، بیا
/ گر تو هم داری چو من چشمی براهی، پس بده
صد كلاه بوقی به سر دارم ز فرط تنبلی
/ تا نرفته بر سرم دیگر كلاهی، پس بده
گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را
/ مستقیماً گر نمیخواهی، براهی پس بده
جان تو مشروط می‌گردم،‌ بجان مادرت
/ لازمش داری نگهدار، ‌ار نخواهی پس بده
جزوه از من می‌بری؟ من مركز نشرم مگر
/ ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده
گر توهم مانند من بی‌جزوه‌ای،‌ باشد،‌ بیا
/ مال تو این جزوه اما گاهگاهی ، پس بده
چند ماهی مال تو،‌ اما دو روزی نزد من
/ من نمیگویم كه آنرا چند ماهی پس بده
از دعای هر شب و آه سحر اندیشه كن
!! / تا نرفته بر فلك از سینه آهی، پس بده
من نمیدانم چرا این جزوه را كش رفته‌‌ای
/ لعنت و دشنام و نفرین گرنخواهی پس بده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:25  توسط مانی | 

بی تو من زنده نمانم
بی تو طوفانزده دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم؟
***
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم؛
دگر از پای نشستم
گو ئیا زلزله آمد؛
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
***
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من؟
که زکویت نگریزم
گربمیرم ز غم دل؛
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم نتوانم
بی تو من زنده نمانم
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:23  توسط مانی | 

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:22  توسط مانی | 
 
برگرد ای غريبه
من بيمار نگاه خاموشت هستم
من دلتنگ ان سکوت بی فرجامت هستم
من آواره کوچه به کوچه چشمانت هستم
می دانی؟
هر وقت برف می بارد من سفر ميکنم
سفری به درون ان نگاه معصومت
سفری به دنيای پاک سادگيت
سفری به يادهای فراموش نشده
سفری به ان دور دست های غريب
ای مسافر گمشده شهر ماه
من تو را هر روز در غروب خيالم می بينم
با همان نگاه های خسته و پر نفوذ
من تو را هميشه اينگونه ميبينم!هميشه
نگاهت بوی خاک باران خورده را ميداد
تو رفتی!
آرام و بی نشان
سراغت را از شقايق های وحشی گرفتم
گفتند: ما خواب بوديم کسی را نديده ايم
به باران گفتم من نگاهی را گم کرده ام تو ان را نديده ای؟
کلامش بارش سکوت بود
حال من ماندهام با کوله باری از يادها و تنهايی ها
وغروبی ديگر که انعکاسی از نگاه توست
برگرد ای غريبه، من بيمار نگاه خاموشت هستم
جاودانه دوستت دارم


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:21  توسط مانی | 
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست! عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما اگر عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهردوست عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق يار مهربان زندگي بادبان و نردبان زندگي
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:20  توسط مانی | 
           
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 18:3  توسط مانی | 
                        

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:54  توسط مانی | 
شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا
تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا
شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم
تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا
پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني
كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا
شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم
تو اقيانوس موج آماج راهم مي شوي آيا
نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
تو تصحيح تمام اشتباهم مي شوي آيا
اگر بي روز و بي تقويم ماندم من
به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا
براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري
براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا
شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد
تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا
صبور و ساده اي اما، عميق و ژرف، عشق من
براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا
پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را
به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا
تو شيرينتر از آن هستي كه شادابيت كم گردد
و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:31  توسط مانی | 
       
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:13  توسط مانی | 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:10  توسط مانی | 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:7  توسط مانی | 
من به یاد عطر بارون زده ی گلهای پونه

          می کشیدم پای خسته ام رو توی جاده

                                 به هوای بوی خونه

******** ******************

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:0  توسط مانی | 

دیگرنگران ریزش موهای خود نباشید: ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید." شامپو یدالله ....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:14  توسط مانی | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:58  توسط مانی | 
مانی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 0:56  توسط مانی | 


تو   غروب   این  زمونه                                                                                                        
  تو     سیاهیه       شبونه                                                                    
        توی  این صدای ترسناک                                                
        تو ی  این   غم    زمونه           
                         تو  برام   ساحلی   آروم
                                                               تو  برام    نم نم    بارون
                                                                                                     شدی      آرامش    جونم
نمی خوام بی تو بمونم

تو    دورنگیهای       دنیا                                                                                                      
تو        کلکهای    زمونه                                                                           
     تو     شکایتهای    دوران                                           
            که  خدام   تنها    می مونه                
                              تو   برام   عشق و صداقت
                                                                 تو     برام     راه   سعادت
                                                                                              شدی       زیبای      وجودم
نمی خوام بی تو بمونم   


توی    این    دنیای  فانی                                                                                                 
توی   ساعات      سیاهی                                                                    
توی   غمها   توی   شادی                                 
     توی    نیرنگ    و   ریایی  
                                          تو   برام   صدای    موجی
                                                                            تو     برام      قله    اوجی
                                                                                            &n